بازگشايي مدارس را به کليه همکاران محترم ودانش آموزان عزيز تبريک عرض مي کنم و سالي سرشار از موفقيت را برايتان آرزومندم

اما لازم دیدم نوشته آقای جعفر گلابی با نام اين ظرفيت عظيم و فرصت استثنايي در ضمیمه اجتماعی روزنامه اطلاعات مورخه ۲۲ شهریور را به مطلبم اضافه کنم.

ديگر در اغلب كشورها آموزش و پرورش، دستگاهي اصلي، بزرگ و پرهزينه است و گاهي در ميان آينده‌نگرها مسابقة اعلام نشده‌اي بر سر افزايش كيفيت و كميت آموزش درمي‌گيرد و نتايج اين توجه فوق‌العاده هم براي صاحبانش حاصل مي‌شود.

ديگر نگاه به آموزش در حال جامع شدن است و از زاويه پرورش اين درخت انواع ميوه‌ها به دست آمدني شده‌اند و قدرت و امنيت و رفاه و پيشرفت هم به درس و مشق و پژوهش گره‌اي وثيق خورده است.

ديگر تربيت نيروي انساني جاي خود را چنان باز كرده است كه در اولويت بخشيدن به آن ترديد نمي‌شود و ترديدكنندگان چون در اين زمينه به «مكثي» گرفتار شوند جاي خود را در آخر صف قافله بشري مي‌يابند.

با اين مقدمه جامعة ما باز هم در آستانه آغاز سال تحصيلي قرار گرفته است و ميليون‌ها دانش‌آموز به همراه خانواده‌هاي خود در تب و تاب رفتن مجدد به مدارس فرو مي‌روند و همين معنا فرصت مغتنمي براي بحث و تبادل‌نظر پيرامون آموزش و اهميت آن فراهم مي‌آورد. آيا ما به نقطه اوج فعاليت‌هاي علمي همگاني رسيده‌ايم؟ آيا جامعه ما در اين زمينه دچار توقف و كندي نشده است؟ آيا احوال كلي جامعه انگيزة قوي براي حركت پرشتاب و منطقي در جهت ارتقاء سطح دانش نسل كنوني و نسل‌هاي آينده را فراهم كرده است؟ آيا دستگاه عريض و طويل آموزش كشور علاوه بر علم‌آموزي، توان و تدبير توليد فكر و ايجاد زمينه «تفكر» را در ميان دانش‌آموزان و دانشجويان دارا است؟ آيا مديريت «دانش آموختن» در كشور ما توانسته يا مي‌تواند «علم» را كاربردي كند و روش‌هاي نوين و كارآمد تحصيل دانش را روزآمد كند و كادر آموزشي مدارس را به جديدترين فنون آن آشنا سازد؟

آيا تبعيض تحصيلي از كشور ما رخت بربسته است يا اينكه هنوز «ثروت»، «علم» را هم مي‌تواند بخرد و فقر، قوي‌ترين استعدادهاي گمنام را در چنگال خود خورد مي‌كند؟ آموزش و پرورش در نقشة اولويت‌هاي كشور چه نقطه‌اي را به خود اختصاص داده است و با جايگاهي كه حق مسلمش است چه فاصله‌اي دارد؟

اين پرسش‌ها وجود دارند و پاسخ مي‌خواهند، پاسخ صريح به پرسش‌هاي بالا به حال و آينده كشور ربط وثيق دارد، بدون پاسخ به چنين سؤال‌هايي با بيشترين تبليغات و شعارها حركت آموزشي پويا نمي‌شود، سرعت نمي‌گيرد، عميق نمي‌شود، نخبه‌ساز كه نمي‌شود هيچ، نخبه‌پرور هم نمي‌شود و...

بدون تن دادن به واقعيت‌هاي موجود و بدون اهتمام فوق‌العاده و هميشگي به آموزش و پرورش و بدون نگاه كارشناسانه به تربيت نيروي انساني در بُعد وسيع آن و بدون كاريابي مناسب براي آنها، هزاران مدرسه به كار مي‌آيند، صدها هزار معلم و دبير گرد گچ مي‌خورند تا فقط دهان باز و طماع مراكز شكار نخبگان در خارج كشور بهترين جوانان و استعدادهاي اين سرزمين را ببلعند و داغ حسرت بر دل يك ملت بنشانند. از ديرباز گفته‌ايم كه غم معيشت نبايد معلم و دبير ما را دربر داشته باشد ولي حالا هم وقتي آقايان و خانم‌ها وارد كلاس مي‌شوند، تصور صاحب‌خانه‌اي كه از آنها اجاره‌بها مي‌خواهد، فرزندي كه لباس و امكانات نو مي‌خواهد، قبض‌ها و قسط‌هايي كه روي هم انباشته شده‌اند دلشان را مي‌لرزاند و آرامش لازم براي درس و تعليم را از بين مي‌برد و امكان تسلط بر شر و شور كلاس‌هاي مملو از كودك و نوجوان و جوان شيطون و فضول را مي‌ستاند.

پول نفت ما هيچ جايي بهتر از خرج شدن در كلاس‌هاي درس مدرسه و دانشگاه پيدا نمي‌كند، اين پول در هيچ كجاي ديگر به اندازة آموزش عالي و غيرعالي بازده ندارد و از همين جا است كه خير و خوبي به همة بخش‌هاي ديگر سرايت مي‌كند. به مردم خوبي را كه به اهميت تحصيل فرزندان خود پي برده‌اند و گاهي گرسنه مي‌خوابند و نان شب نمي‌خرند تا خرج تحصيل جگرگوشة خود را فراهم كنند، نگاه كنيم «اين» يك ظرفيت عظيم است، يك سكوي پرش براي كل كشور است. يك موقعيت و فرصت استثنايي و فوتي است كه بايد قدر آن را دانست و امكانات ايران عزيز را در اين جهت بسيج كرد، در اين صورت اقتداري حاصل خواهد آمد كه مرزهاي كشور در بُعد جغرافيايي تا ابد حفظ خواهد شد و اعتبار و آوازه و نفوذ ايرانيان مسلمان را تا آن سوي مرزها فرا خواهد برد.