EMBARRASSED
EMBARRASSED - [adjective] feeling ashamed, uncomfortable, nervous in front of other people
Examples of use
I felt so embarrassed when my boyfriend came in and saw that terrible mess in my room.
I think he was too embarrassed to ask me out, although he's not a shy person.
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 14:17 توسط اراز محمد الیاسیان
|
ارائه سوالات امتحانات داخلی و پایانی برای آشنایی دانش آموزان دبیرستان و دادن فرصت برای تمرین بیشتر و همچنین استفاده همکاران و دریافت نظرات سازنده آنها در امر طراحی بهتر سوالات امتحانی. سوالات سال سوم بیشتر از سوالات نهایی برگزار شده در طی سالهای گذشته است.